ღ♥ღ شـــــــب بـــــــرفـــــــی ღ♥ღ
°°º´`•.•´`●به نام عــــــشــــــق قشنگترین اشتباه زندگی●´`•.•´`º°°
کسی نمـﮯدآند. . . میدونید من اهل درد دل کردن نیستم ولی خوب خیلی سخته واقعا سخته که تا چشم به هم میزنی همه چیز خراب میشه رو سرت و همه کسانی که دوستشون داری از دست میدی؟ عشقت؟خواهرت؟پدرت؟ موقعیت عالی؟ منم به خدا آدمم از سنگ که نیستم هر چقدر هم که صبر داشته باشم بازم یه جا هایی کم میارم! میدونم صبح بیدار بشم پشیمون میشم از درد دل کردنم! ولی خوب تقصیر این آهنگ بی باک شد... میخونم که تو دلم این بار سنگین نمونه این عشق منه که باعث رنگین کمونه دلم میگه این ناله ها کافی نیست یه ریز غرق خوابم واسم یه لیوان کافی میکس بریز که بیدار بمونم ببینم من چه وازه ای میتونه بهتر بیان کنه عمق این تراجدی گله دارم اره من از خدا گله دارم که چرا تو هر قدمم میخوره گره کارم میگی کفر نگو تو هم شکر کنش باز ولی وقتی روز رفتو شب شدش باز جای اینکه خدا واسه مشکلات پا پیش بزاره کاری کرده که شب و روز رو سرم آتیش بباره اونا شعار میدادن که درکم میکنند ولی وقت سختی دیدم که چه طور ترکم میکنند چه دوستای من چه عشق چه برادرم نمیدونستم ضامن رابطمه درآمدم دنیا کاری کرد که چشمام هر شب اشکه ولی نمیبازم مگر دنیا از رو نعشم رد شه پ.ن: نبودن هایی هست که این روزها شبیه شیشه ی ماشین شده ام! خرد و تکه تکه شـــــده ام...
اما باز هم از هم نمی پاشــــــــم
روزهای برفی تصویرهای همیشگی اش را در ذهن آدم ها دارد. خیلی ها تصویر تماشای برف را از پشت پنجره، در حالی که روی صندلی راحتی ولو شده اند و فنجان قهوه یا چای دلچسبی در دست دارند. بر هر چیز دیگری ترجیح میدهند و روزهای برفی شان را با همین لحظه ها سپری میکنند و خوش اند. اینم از این روز های برفی تهران... پ.ن: چه تلخ محاکمه می شوند پاییز و زمستان,که برای جان دادن به درخت جان می دهند و چه نا عادلانه کمی ان طرف تر همه چیز به اسم بهار تمام می شود...
این آرامش ِ ظاهــر و این دل ِ نـا آرام ،
چقدر خستـﮧ ام مـﮯکند . .
هیچ بودنی جبرانشان نمیکند ...کسانی هستند که هرگز تکرار نمی شوند ...و حرفهایی که معنیشان را خیلی دیر می فهمیم ...! ولی خوب هنوز مامانم رو دارم و یکی که واقعا دوسش دارم هنوز مونده واسم به همین هم راضی هستم. . .
ولی شکسته ام
باورکن
عده ای در تصویرهای ذهنی شان سراغ برف بازی میروند و هیجان لیز خوردن از ارتفاعات را به سکوت و آرامش پشت پنجره ترجیح میدهند و با جیغ و داد و هیجان، روزهای برفی شان را میگذرانند.
در این بین بعضی ها تصویری را دوست دارند که لباس گرم بپوشند و در خیابان های سفید و خلوت قدیم بزنند. دسته آخری «رمانتیک»های احساساتی ای هستند که این روزها تعدادشان اگر نگوییم زیاد شده، کم هم نیست و اگر حواسمان را بیشتر به دور و برمان بیندازیم، آنها را میبینیم که در لاک خودشان فرو رفته اند و معلوم نیست ذهنشان در چه دنیای گیر کرده و مشغول است. خوب من جزو همین گروه هستم!
یعنی در شهر شرایطی موسیقی میتواند متن این تصاویر را زیباتر کند؛ روزهایی که در راهند و نم نمک سر و کله شان پیدا میشود. شما جزو کدام از این سه دسته هستید؟!ولی چه زمانی که پشت پنجره اید و خیره در یک سپیدی بی انتها، به همه روزهای گذشته و پیش رویتان فکر میکنید، چه زمانی که در اوج برف بازی به سر میبرید و چه زمانی که پیاده در خیابان های متروک شهر صدای «قرچ، قرچ» برف، حالی به حالی تان میکند واز خود بیخودمیشوید.
در این هوای سرد، یک نفس عمیق و جانانه بکشید و استفاده کامل ببرید از این شب های برفی این ۳ ماه آخه خیلی زود تموم میشه
دست کم برای من که اینجوری هست! اصلا به نظر من باید ۹ماه بارون بیاد ۳ ما هم برف! اصلا خوشم نمیاد از خورشید خانوم
نمیدونم شاد واسه اینکه تو یه شب سرد پاییزی به دنیا اومدم![]()
![]()





| Design By : RoozGozar.com |
